زين الدين محمود واصفى
187
بدايع الوقايع ( فارسى )
يا رب از حفظ تو يا حسن كلامت گويم * اى تو مجموعهء خوبى ز كدامت گويم و پرسيد كه از علم قرائت چيزى خواندهايد ؟ گفتم كه : چند بيتى از شاطبى در صغر سن خوانده شده بود . فرمودند كه : ما در پيش مولانا يار محمد تركستانى شاطبى مىخوانيم « * » ، و مولوى در علم قرائت نافع و عاصم زمانند . مناسب چنان مىنمايد كه شما با ما « 1 » در اين سبق شريك شويد ، و كتاب شاطبى را به خط خود به اين فقير كرم نمودند و مبلغ پانصد عبيدى و سر و پاى مناسب و اسپ بزين و لجام انعام فرمودند . بعد از اين ، رايات نصرت آيات خانى و لواى گردون اعتلاى خاقانى به صوب ييلاق قرشى متوجه گرديد . جناب خواجه به اين كمينه فرمودند كه : حكم حضرت خانى سمت « 2 » نفاذ يافت كه تا معاودت با سعادت موكب « 3 » همايون و مراجعت لواى دولت روزافزون ، قرارگاه ملازمان بيت الاحزان اين فقير باشد . فلاجرم اقبالوار اقامت بر آن آستان عرشآشيان « 4 » التزام نموده شد . هر روز جمعى از فضلا و شعراى شهر بخارا به ملازمت مىشتافتند ، و به التثام « 5 » عتبهء عليه شرف استسعاد مىيافتند . و دأب آن حضرت آن بود كه هرروز شعرى در ميان مىانداختند و شعرا را به جواب و تتبع آن مأمور مىساختند . و مىفرمودند كه : طبع را بيكار نمىبايد گذاشت ، و او را مشغول مىبايد داشت كه كاهلى موجب كسالت طبع و تبلد ذهن مىباشد . بعده فرمودند كه : از غزليات خسرو دهلوى و حضرت مخدومى و مولانا كاتبى و غيرهم قريب به صد « 6 » غزل انتخاب نموده شد و به خاطر رسيده كه از ياران
--> ( 1 ) - A : شمايان ( 2 ) - A ، P ، C ، B : صمت ( 3 ) - A ، B ، P معاودت موكب ( 4 ) - نسخ ديگر : آستانهء عرش آشيانه ( 5 ) - A : استشمام ؛ نسخ ديگر : التمام . ( 6 ) - A : قريب نهصد ، T : يوز . ( * ) س 5 : شاطبى مىخوانم